رکسانا جونرکسانا جون، تا این لحظه: 13 سال و 6 ماه و 5 روز سن داره

رکسانا فرشته کوچولوی من

قناری

بابایی این روزا یه اسم جدید برات گذاشته "قناری کوچولو" ......چقدر بهت میاد!!!!!!!!!!!!! مامانی میگه صبحها میام میبینم که پاهای کوچولوی تو تو دستشه و داره باهات صحبت میکنه. می گه مثل یه قناری کوچولو آواز می خونی و به همه بیدار باش میدی و همه بیدار می شن به خاطر دیدن تو. قناری کوچولوی من! جای من خالیه....... دایی مجید هر روز صبح میاد سراغت و تو کلی ذوق می کنی و پاتو میزنی به دستش و با چشات ملتمسانه ازش میخوای که بغلت کنه و راه ببره. اونم به خاطر لبخندی که از تو پیشاپیش هدیه گرفته، یه گردش کوچولو تو خونه مهمونت می کنه. ...
22 خرداد 1392

مامان و بابای تنبل

جوجه نازم خاله فهیمه ازم خواسته عکس جدید ازت بذارم. نگی به فکرت نیستم... ولی چه کنم که مامان و بابای تنبلت با اینکه کلی ازشون خواهش کردم هنوز عکس جدیدی برام نفرستادن. خودمم دوست دارم لحظه به لحظه تغییر شکل ماهتو ببینم با اون خنده های دوست داشتنی ات که تازگیا  یاد گرفتی و برا بقیه دلبری می کنی باهاش و من با شنیدنش این ور گوشی ضعف می کنم از ذوق و دلم بیشتر برات تنگ می شه فلفل من. آخه اونا که منو درک نمی کنن. گفتم بگم بلکه... راستی جوجو امروز رفتی دکتر  وووووووو و واکسن زدیووووووو و کللللللی گریه کردی بهت استامینوفن دادن الان هم مثل یه جوجه درد کشیده خوابیدی  لابد الان کابوس آمپول می بینی ای جوووووووووونم. خو...
20 خرداد 1392

دو ماهگی

امروز ساعت ٢و٥٠ دقیقه بعد از ظهر فندق کوچولوی من دو ماهه می شه همیشه سلامت باشی رکسانای قشنگم انشا الله ١٠٠ سالگیت. با کلی آرزوهای قشنگ لحظه شماری می کنم که بیام  جوجوی نازمو ببینم. دو ماهگیت مبارک گل گلدون من         محض یادآوری برای آینده: امروز ٦٠ سانت قد و ٥ کیلو و ٨٠٠ گرم وزن داری نفسم.   ...
18 خرداد 1392

خیلی دور خیلی نزدیک

نفس من از پس پشت کلی سیم و کابل با اینکه فاصله زیادی داشتیم تونستم روی ماهتو تو قاب کامپیوتر اما خیلی نزدیک ببینم. همچین زل زده بودی به مانیتور   انگار می دونستی اونیکه اونوره قاب شیشه ای داره برات بال بال میزنه یه آشناست که با همه کوچیکیت یه جای بزرگ تو قلبش داری.   ...
7 خرداد 1392

داری بزرگ می شی

  عزیزم شنیدم که چند روزیه که شب ها  راحت می خوابی. دیگه اینکه به حرف زدن بقیه باهات واکنش نشون می دی گلم. به حرفاشون می خندی.                    مامان می گه قدت پنجاه و هفت سانت شده فندق من. تا روزی که دوباره بیام و ببینمت کلی تغییر می کنی نفسم. بیچاره بابا رضات چقدر براش سخته که ازت دوره.  خیلی دلم برات تنگ شده جوجه نازم.   ...
1 خرداد 1392

تقدیم به دوستان عزیزم

دوست دارم بدونی که دلم میخواد خوشی برات از آسمون بباره         دوست دارم اوقات رمانتیک و شادی در انتظارت باشه       و زندگیت سرشار از امید و محبت و عشق باشه       من خیلی خوشحالم که شانس دوستی با تو رو داشته ام.امیدوارم خودت هم بدونی که یه فرشته توی تو هست       امیدوارم توی زندگیت با افرادی مثل خودت آشنا بشی و لذت هم صحبتی با مهربونها رو بچشی       امیدوارم لحظه های خوشی با دوستات بگذورنی،از اون لحظه هایی که از خنده غش میکنی و بهت خیلی خوش می گذره       امیدوارم وضع م...
9 ارديبهشت 1392
1